‏نمایش پست‌ها با برچسب ترجمه، سیاسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ترجمه، سیاسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸/۰۵/۲۴

درخواست بررسی توانایی خامنه ای درادامهء رهبری، واکنشی به حاکمیت



در حالی که امروز شنبه، 24 مرداد، غالب خبرگزاری های جهان توجه خود را به آزادی آقای مومنی و بازگشت وی به آمریکا معطوف کرده بودند، چند رخداد دیگر نیز در جهان باعث خبر ساز شده بود. از آن جمله، اعدام 2 نفر به جرم تجاوز جنسی در استان فارس و سقوط هواپیمای تعلیماتی و کشته شدن دو سرنشین آن؛ اما در این بین دو خبر دیگر نیز بررسی شده بود که از لحاظ موضوعیت دارای اهمیت بیشتری می باشند. اول مقاله ای در خصوص دست یابی احتمالی ایران به بمب اتمی و بهترین راه کارهای سیاسی در این خصوص ( که به لحاظ موضوعیت آن می شود در وقتی دیگر به آن پرداخت، چرا که دچار گذشت تاریخ بررسی نمی شود) و دومین آنها خبر نامهء جمعی از نمایندگان پیشین مجلس به رئیس شورای نگهبان بودند.

مورد اخیر را خبرگزاریهایی چون الجزیره و سان فرانسیسکو گیت به نقد و بررسی کشیده بودند. الجزیره با ادبیاتی نقل قول گونه، آورده است که این قانون سازان در این نامه با خاطر نشان کردن این که مقام رهبری، فرای قانون اساسی نیست و بنا بر اصل 111 قانون اساسی کشور مجلس خبرگان توانایی بررسی عملکرد رهبری را دارد و در این برهه از زمان به نظر آنان مجاس فوق باید به وظیفهء قانونی خود عمل کرده ، در این خصوص تحقیق و تفحص کند. این خبرگزاری اشاره می کند که این درخواست، پیش از این می توانست عواقب دهشتناکی را برای سوال کننده به همراه داشته باشد و این برای بار اول است که چنین اتفاقی در تاریخ جمهوری اسلامی می افتد. اما در ایجا نظر سان فرانسیسکو گیت(بخشی از سان فرانسیسکو کرونید و زیر مجموعهء تایمز) را به اجمال بررسی میکنیم:
حاکمیت و اصلاح طلبان ایران، تهدید رد و بدل میکنند.
نوشته: برزو دراگاهی و رامین مستقیم، لوس آنجلس تایمز
گروه های رقیب ِ راهروهای قدرت ایران، بر شدت تهدیدهایشان نسبت به یکدیگر افزودند.
در جمعه ای که گذشت و به دنبال مسائل پس از انتخابات، نشانه هایی دیده شد، که در درون مایه می تواند به بروز برخوردهای شدیدی مابین دستگاه های نظامی و نخبگان منجر شود. روحانیون افراطی نزدیک به احمدی نژاد، خواستار بازداشت و محاکمهء آقای کروبی، اصلاح طلب برجسته ای را شدند که مدعی شده بازداشت شدگان حوادث اخیر، در حین بازداشت، شکنجه و مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند.در مقابل و در جبههء مخالف، در روز پنج شنبه، گروهی از نمایندگان اسبق اصلاح طلب مجلس، نامه ای خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی نگاشتند که در آن ازمجلس خبرگان رهبری درخواست شده بود عملکرد آیت الله خامنه ای، در راستای بروز برخوردهای خشونت آمیزپس از انتخابات، مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد. مشاجرات حزبی و دستجاتی در حالی شدت گرفته اند که تظاهرات خیابانی به گونه ای کم رنگ شده اند. ماشاالله شمس الواعظین، روزنامه نگار دگراندیش و فعال حقوق بشر معتقد است: <<در میانهء حاکمیت، گوی بحران همچنان در حال چرخش است>>.تظاهر کنندگان در این میانه به زخمهایشان میرسند و از بابت گرمای فزایندهء نیمهء تابستان پناهی گرفته اند و در حال حاضر کمی عقب نشسته اند. به نظر می آید که آنان امید دارند تا بتوانند، فعلاً و با این روش، بدون خون ریزی و کشتار بیشتر، به حداقل خواسته هایشان برسند- کوتاه کردن دست احمدی نژاد و دایرهء افراطیون مذهبی دردستگاه های امنیتی-.
محسن سازگارا، فعال و مفسرسیاسی ِ طرفدار مخالفان دولت و ساکن واشنگتن می گوید: << نقشه برای فلج کردن دولت و به زیر کشیدن دولت احمدی نژاد موجود است، اما موسوی نمی تواند آن را اعلام کند چرا که در این صورت حتما به دستگیری او منجر می شود؛ اگر او سکوت اختیار کرده، به دلیل بی برنامگی و نداشتن نقشهء اجرایی نیست>>.
آنچه تا کنون مشخص است آنکه نه جبههء اصلاحات از مواضع خود عقب نشسته است و نه افراطیون دولتی؛ احمدی نژاد درخواستی مبنی بر بازداشت آقای موسوی، کروبی و چند تن دیگر از رهبران اصلاحات را به مجلس امنیت ملی ارائه داد، که به گفتهء سایت نوروز نیوز، درخواست وی "توسط مقامات بالا" و به دلیل ترس از "فروپاشی نظام " پس زده شد.
اصلاح طلبان را با وجود چنین تهدیدهایی هنوز نتوانسته اند به خاموشی بکشانندو اکنون نامه ای که توسط صدها( به گفتهء نویسندگان) نفر از نمایندگان مجلس شورای ملی امضا شده، از مجاس خبرگان، درخواست دارد تا طبق اصلی از قانون اساسی، دربارهء توانایی ادامهء رهبری آقای خانمه ای، به بررسی های لازمه بپردازد.
____________
ترجمه و مقدمه: امین.



ادامهء مطلب-b

۱۳۸۸/۰۵/۲۲

سازمان ملل به احمدی نژاد تبریکی نگفته است


ترجمهء مقاله ای از خلیج تایمز (Khaleej Times)
(خبرگزاری رویترز)
ترجمه: امین
سازمان ملل: روز چهارشنبه سازمان ملل اعلام کرد که دبیرکل سازمان ملل، آقای بن کی-مون( Ban Ki-moon)، به آقای احمدی نژاد در خصوص انتخاب مجدد وی تبریکی نگفته است و با این کار سخن پیشین خود را پس گرفت.
در روز سه شنبه و در پاسخ به آنکه آیا سازمان ملل پیام تبریکی برای احمدی نژاد فرستاده است یا خیر، پاسخ از جانب سخنگوی این سازمان، خانم ماری اوکابه (Marie Okabe)، <<بله>> بود، اما وقتی چهارشنبه، یعنی روز بعد خبرنگاران خواهان توضیحات بیشتری پیرامون این پیام تبریک شدند وی توضیح داد که از پیام فوق الذکر به هیچ وجه معنای تبریک نامه به احمدی نژاد را نمیشود برداشت کرد. ایشان اینگونه بیان کرد که: " اگر از ارسال این پیام، برداشتی چون تبریک نامه شود، تعبیر صحیحی نخواهد بود " و اضافه کرد که سازمان ملل جزئیات پیام فوق را علنی نخواهد نمود. خانم اوکابه در ادامه ایگونه توضیح داد : "در واقع آقای بن کی-مون از موقعیتی که در پی تحلیف آقای احمـدی نژاد پیش آمده بود استفـاده کرد تا امیدواری خود در جهت ادامهء فعالیت های تنگاتنـگ منتطقـه ای و بین المللـی با ایران را نشان داده باشد "؛ در این میان سخنگـوی ایران در سازمان ملل، جهت اظهار نظر در دسترس رسانه ای نبود.
اعلام نتایج آراء انتخاباتی در دوازدهم ماه جون، ایران را در بزرگترین بحران داخلی خود از زمان انقلاب سال 1979 فرو برد ، شکاف عمیق درون حکومتی را در میان حامیت به شدت نمایان ساخت و باعث بروز تظاهرات گسترده ای شد که تا کنون، طبق آمار رسمی 26 کشته از خود به جای گذاشته است.
سران کشورهای غربی، پیش از این، بدلایلی چون: ادبیات ضد اسرائیل، انکار هولوکاست و روش غیرقابل مصالحهء اتمی دولت، از احمدی نژاد آشفته خاطر و دلخورند و به همین دلیل حاضر به ارسال پیام تبریکی برای تنفیذ حکمش نشدند؛ هر چند که متحدانشان، ترکیه و ژاپن این کار را انجام دادند. در میان رهبرانی که از فزستادن پیام تبریک به احمدی نژاد خودداری ورزیدند، می توان کسانی چون: باراک اوباما، رئیس جمهـور آمریکا؛ نخست وزیر بریتانیـا، گوردون براون؛ رئیس جمهـور فرانسه، نیکولاس سرکـوزی و صدر اعظـم آلمان، خانم انگلا مرکل را نام برد.مقام رسمی سازمان ملل توضیح می دهد که، دبیر کـل سازمان ملل، طبق روالـی عادی، به همهء رهبران کشـورهای عضو، پس از اعلام نتایـج انتخابات، تبریک نامه ای ارسال میکند؛ اما این به خودی خود دلیل بر تأیید ایشان یا روشی که آنان را به این مقام رسانده محسوب نمیشود. قابل ذکر است که این سازمان، در گذشته جزئیات برخی از این نامه ها را در اختیار همگانی گذاشته است. شورای امنیت سازمان ملل تا کنون به دلیل عدم همکاری ایران در خصوص درخواست این سازمان به تعلیق برنامهء غنی سازی هسته ای خود، سه دوره تحریم های بین المللی را در مورد تهـران به اجرا درآورده است؛ برنامه هایی که ایران مدعی است در جهت تولید انرژی مصرفی شهروندانش است و غرب مشکوک به منتـهی شدنشـان به تولید سلاح هسته ای است. وقتی از سخنگـوی این سـازمان درباره درخـواست خـانم عبـادی، برنـدهء جایزهء صلـح نوبل، از آقای جان کی-مون برای رفتن ایشـان به ایران و لمس شخصی ایشان با مسائل ناقض حقوق بشــری که در این کشور و پس از انتخابات، در حال اجـراست سؤال شد، خانم اوکابه تنهــا پاسخ دادند که آقای کی-مون با خانم عبـادی مکـالمه ای نداشته اند. عبادی مگوید آمار کشته شدگان، از زمان انتخابات تا کنون بیش از یکصد نغر است.
انتظار می رود که احمدی نژاد، ماه آینده و در راستای حضور در همایش
عمومی سالیانهء رهبران جهان، به نیویورک سفر کند.



مقالهء مرتبط( پیام تبریک دان کی-مون به احمدی نژاد):


Reblog this post [with Zemanta]
ادامهء مطلب-b

۱۳۸۸/۰۵/۱۶

بحث برانگیزی اقدام بریتانیا در پی اعزام دیپلمات بلند پایه به مراسم تنفیذ



مقالهء:<< تایمز آن لاین>>
نوشته:<<مارتین فلچر و فرانسیس الیوت>>
ترجمه: <<امین>>

_________________________________

دیروز بریتانیا، دومین شخص بلندپایهء خود در تهران را، به مراسمی فرستاد که طی آن، رهبر ایران، علی خامنه ای، حکم پرتنش آقای محمود احمدی نژاد را برای اعادهء کرسی ریاست جمهوری در یک دورهء دیگر به ایشان ابلاغ کرد و با این عمل خود، جرقهء مجادلات فراوانی را زد. وزارت امور خارجه و دول مشترک المنافع
(The forein and commonwealth office -F.C.O
)، آقای پاتریک دیویس(Patrick Davies )، معاون اول سفیر بریتانیا در ایران را به این مراسم اعزام داشت. این درحالی صورت پذیرفت که از ابتدای نارضایی ها و اعتراضات پس از اعلام نتایج انتخابات دهم، ایران پیوسته، بریتانیا را متهم به مواردی چون: دست داشتن در سازماندهی و یا کمک به تشدید ناآرامی های اخیر در ایران نموده، کارکنان ایرانی ِ سفارت را بازداشت و اقدام به اخراج خبرنگاران بی بی سی کرده است.
دفتر FCO اعلام کرد که فرستاده شدن آقای دیویس به جای سفیر، آقای سایمون گس ( Simon Gass
)، در واقع اقدامی در جهت نشان دادن این بود که بریتانیا، با حکومتی که متهم به تقلب گسترده در آرائ انتخاباتی است، با خشونت هرچه تمام تر با مخالفینش برخورد میکند و دادگاه های نمایشی برای دگراندیشان ترتیب میدهد <<روابط چون همیشه به حال عادی خود برقرار نیست!>>.
FCO همچنین سعی بر توضیح این امر داشت که ما هنوز باید با این دولت، بر سر مسائل هسته ای، حقوق بشر و دیگر موارد مشابه، مذاکره و مباحثه کنیم و اینگونه دلیل میآورد که<< برای عملی شدن چنین مواردی، مجاری گفتگو باید باز بماند!>>؛ FCO مدعی است که در این خصوص پیرو سیاست (( سرسختی و اصرار)) بوده، اما منتقدان او بر این باورند که این حرکت،FCO را در مذان اتهام مشروعیت بخشیدن به این دولت قرار می دهد.
آقای ویلیام هیگ(
William Hague)، وزیر سایهء امورخارجهء بریتانیا می گوید<< در تحت هر شرایطی و با هر منطقی، حضور در این مراسم، می بایست در حداقل امکان انجام می شد؛ به نظر می آید کشورهای دیگر از وزارتخانهء ما، در این خصوص بهتر عمل کرده اند>>.
سِر منزس کمپبل(
Sir Menzies Campbell)، رهبر اسبق حزب لیبرال دمکرات و عضو شورای روابط امور خارجه، این اقدام را کاملاً غیر طبیعی خواند و افزود:<< دولت(انگلستان)، در جانب داری از رعایت حقوق بشر و آزادی های فردی در ایران، فریادها زده است، اما در زمانی که یک سری دادگاه های فرمایشی در آنجا درحال اجراست، چنانچه مسئلهء احتیاط در رفتار در مد نظر بود، می بایست با خونسردی خود را حفظ کرده و تنها به تداوم روابطی نیم بند، اکتفا می نمود>>.
آقای علیرضا نوری زاده، دبیر مرکز مطالعات ایرانی و عربی ِ لندن، در همین راستا مدعی است که بریتانیا، با نفرستادن نماینده ای به این مراسم، باید بر سر مواضع خود پافشاری می کرد و اینکه این اقدام میتواند هزاران انسانی را که با اقدام به تظاهرات بر علیه رژیم، با جان خود بازی کرده اند را، به نوعی دلسرد کند. او می افزاید:<< من واقعاً شکه شدم... این کار به نحوی، به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد بود>>.
اعضای اتحادیهء اروپا اما، نتوانستند در این خصوص به یک تصمیم یکپارچه برسند. سوئد، که ریاست دوره ای اتحادیه را به عهده دارد، سفیر خود را به عنوان نمایندهء اتحادیهء اروپا، روانهء مراسم کرد. در همین حال، بزرگترین شرکای تجاری ایران در اروپا، فرانسه و ایتالیا، به ارسال نمایندهء پایه دوم خود اکتفا نمودند و البته آلمان، دون پایه ترین نمایندهء سیاسی دفترش را به عنوان نماینده خود اعزام داشت.
به دنبال این مناسبات، FCO هنوز تصمیمی برای آنکه چه کسی و در چه رتبه ای را، روز چهارشنبه و برای حضور در مراسم سوگند احمدی نژاد در مجلس بفرستد، نگرفته است.
آیت الله خامنه ای، در مراسم دیروز گفت که انتخابات اخیر(( برگ افتخار آفرینی)) در تاریخ ایران بود؛ اما آن واقعه، با اختلافاتی که بر سر آرا و نحوهء برخورد با مسائل پس از آن پیش آمد، هیچ نبود جز نمایشی از شکاف ژرف درون حکومتی.
مراسم تنفیذ ، توسط کاندیداهای شکست خورده اعلام شده، آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی و همچنین رواسای جمهور پیشین، آقایان آیت الله علی اکبر رفسنجانی و محمد خاتمی کلاً تحریم و بایکوت شد. آنها، این انتخابات را به نوعی خیمه شب بازی تشبیه کرده، آن را تقبیح کرده اند و نیز سخت گیری های پس از آن، نسبت به معترضان را محکوم نموده اند. باید یادآور شد که اعضای بیت آیت الله خمینی، رهبر پیشین ایران، از غایبان برجسته دیگر این مراسم بودند.
این مراسم تنفیذ، از یک جهت دیگر هم قابل توجه بود و آن سردی رفتار و روابط آقایان آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد بود که ظاهراً پس از لجاجت های احمدی نژاد با خواست رهبری و انتخاب آقای مشایی به معاونت اولی خود بروز کرده است.
تلویزیون دولتی ایران صحنه ای را به نمایش گذاشت که در آن آیت الله خامنه ای از آنکه احمدی نژاد همچون سال 2005، دست رهبر را به نشانهء وفاداری ببوسد، طفره رفت و رئیس جمهور مجبور شد، ناشیانه و مضحک، عبایی که بر شانهء خامنه ای بود را بجایش ببوسد.
آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد، اما، هر دو سعی کردند مراسم تنفیذ را به عنوان پیروزی بزرگی در مقابل دشمنان خارجی، که همگی کمر به نابودی جمهوری اسلامی بسته اند، به نمایش بگذارند. آقای خامنه ای گفت :<< ایران به جنگ بر علیه گردن کشی ها و زیاده خواهی ها و استقامت در مقابل سلطه گران بین المللی رای داده است>> و احمدی نژاد نیز، خطاب به دول غربی گفت:<< دورهء ترساندن تمام شده، شما دیگر خواسته هایتان را نمیتوانید به مردم جهان تحمیل کنید، من به شما توصیه میکنم که به راه انصاف برگردید و از بر هم زدن روابط داخلی دیگران خجالت بکشید... ملت شریف ایران، چنین خودخواهی ها و ریاکاری هایی را تحمل نمیکند>>.
دیروز، نیروهای انتظامی، مجبور شدند برای جلوگری از هرگونه تظاهراتی به خیابان ها سرازیر شوند؛ آنها هفت هفته پس از اعلام نتایج انتخابات، برای آرام کردن اوضاع و خواباندن صدای اعتراضات گسترده پس از آن انتخابات، هنوز با مشکلات عدیده ای مواجه اند.
در این راستا، رهبران نهضت اعتراضات، از حدود یک میلیون ایرانی خواسته اند تا فردا، چهارشنبه، در زمانی که احمدی نژاد قرار است در مجلس سوگند یاد کند، به عنوان اعتراض به خیابان ها بیایند.
پایان.
ادامهء مطلب-b

۱۳۸۸/۰۵/۱۰

رابرت گیتس: زمان حمله اسرائیل به ایران رسیده است.(ترجمه)

رابرت گیتس: زمان حملهء اسرائیل به ایران رسیده است.

رابرت گیتس (‌ Robert Gates)، وزیر دفاع ایالات متحده، در مقاله‌ای که در<<وال استریت جورنال>>( Wall Street Journal) چاپ شده بود، بیان کرده که گمان می‌کنم الان وقت خوبی برای اسرائیل باشد تا اقدامی نظامی برعلیه ایران بکند.

______________________________

نویسنده: دوید ریس(David ‌Rees)‌.

منبع: اکزَمینر دات کام(‌ Examiner.com).

مترجم: امین.

______________________________

Robert gates

دلیل بیان این سخنان هم اینگونه مطرح شده است که: با سرعتی که ایران به سوی دستیابی به سلاح هسته‌ای پیش می‌رود ( این امکان وجود دارد که ایران تا انتهای سال جاری میلادی، به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند)، دریچه‌ء شانسی که اسرائیل بتواند پیش از مسلح شدن ایران به سلاح مذکور و عدم توان پاسخ گویی ایران به این تهاجم وجود دارد، زمان بسیار کوتاهی باز می‌ماند و رو به بسته شدن است. به زودی ارجهیت نظامی اسرائیل( در مقایسه با ایران) رو به تضعیف خواهد گذاشت؛ در نتیجه، گیت اعتقاد دارد، اگر تا پیش از پایان امسال اسرائیل به ایران حمله کند، تعجب آور نخواهد بود.

اما این درگیری چه معنایی برای آمریکا خواهد داشت؟ بدلیل همپیمانی‌ِ کلیدی که اسرائیل با آمریکا دارد، ممکن است ایالات متحده در آتی، به این کشمکش وارد شود؛ با در نظر گرفتن درگیری آمریکا در دو جبههء جنگی‌ِ‌ عراق و افغانستان( که باید اضافه کنم دو جنگی هستند که از لحاظ افکار عمومی، نامحبوب‌ هستند)، رویاروی‌ِ نظامی با ایران می‌تواند تنها به مثابهء بنزینی بر آتش باشد. اگر به این مسئله بمب گذاری‌های بی‌نام و نشان پاکستان و بحران کرهء شمالی را هم اضافه کنیم، افق روشنی برای آیندهء نزدیک را نمی‌توان مّد نظر قرار داد.

پایان.
ادامهء مطلب-b

توجه جهانی به ایران- به موازات جهانی شدن تظاهرات، رژیم واکنش نشان می دهد.

توجه جهانی به ایران-به موازات جهانی شدن تظاهرات،رژیم واکنش نشان می دهد(ترجمه).

تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران، که آخر هفتهء گذشته، در حداقل هشتاد شهر از شش قارهء جهان برگزار شد، در خود نشانه‌ای نگران کننده برای حامیان آقای میر‌حسین موسوی، در تهران حمل می‌کرد :‌ تظاهر کنندگان، در چندین شهر مختلف در سراسر جهان، به وضوح پوسترها‌یی را همراه داشتند که مضمون آنها خواستاری‌ِ براندازی جمهوری اسلامی بود.

_____________________________________

نوشتهء : رابرت فیسک ( Robert Fisk) از روزنامهء‌ ایندپندنت (Independent )

ترجمه : امین.

_____________________________________


این چیزی است که نه آقای موسوی آن را خواسته باشد و نه طرفداران‌اش. می‌شود گفت، حتی یکی از تظاهر کنندگان در ایران، هرگز چنین خواسته‌ای را بیان نکرده‌ است. آنها تنها، خواهان عدالت در برگذاری انتخابات و رأی گیری مجدد بوده‌اند. خوب است توجه کنیم که آنان پرچمشان سبز است ( نشانهء دین اسلام) و خود آقای موسوی، سالها فعالانه، از ایدئولوژی نظارت ولایی بر جامعه طرفداری کرده‌است.

گرچه لزوم جانبداری شخصی‌ِ رهبر ایران، علی خامنه‌ای، از کاندیدای برنده اعلام شده، محمود احمدی‌نژاد، نشانهء این است که شکاف سیاسی روحانیون تا چه حد عمیق شده است و دیگر روحانیون در قم از مسائل جاری شدیداً آشفته و دلخورند، ولی این‌ها، هیچ کدام دلیل بر آن نیست که رأی دهنده‌گان‌ِ به موسوی، تصمیم به دور انداختن هستهء اعتقادی‌ِ انقلاب ١٣۵٧ را گرفته‌اند. مشکل دقیقاً در همین نکات نهفته است؛ بدین معنی که، روحانیون صاحب قدرت در ایران و اهرم‌های اطلاعاتی وابسته به آنان، سعی دارند که به جهان، مردم ایران و در واقع، حتی خودشان، بقبولانند که این اعتراضات، حاصل بخشی از فعالیت‌های جهان خوارانه و از برون هدایت شدهء همان مضنون‌های همیشگی، یعنی سی.آی.ا (سیا)، مجاهدین خلق( که حتی آمریکا هم آنها را تحت عنوان یک سازمان تروریستی می‌شناسد) و البته بریتانیا، می‌باشند.

چرا که، هر چه رژیم بتواند بیشتر آقای موسوی و طرفدارانش را رنگ <<جاسوسی>> بزند، دستگیری‌ها، کتک زدن‌ها و کشتارها را می‌تواند با نام حرکتی لازم در مقابله با ضد انقلاب، بهتر توجیح کند. اگر حاکمان ایران بتوانند از موارد پیش آمده در تظاهرات اخیر، به نفع خود سود ببرند- مثلاً شعار مرگ بر جمهوری اسلامی، یکی از پوسترهای پرطرفدار بود- آنگاه، از آن بر ضد سیاست همسو گرایانه و همبستگی آور آقای موسوی استفاده کرده، گفتهء افرادی چون برندهء جایزهء نوبل،خانم شیرین عبادی، که در آمستردام و رو به جمعیت گفته بود : << ایران وطن همهء ماست، بیائید متحد شویم>> را کمرنگ می‌کنند. خود آقای موسوی در این خصوص هشدار داده و گفته بود که عوامل اطلاعاتی مرموزانه سعی دارند ایده‌های از پیش تعیین شده و غلطی را دراذهان جا بیاندازند، که معترضان به خارج وابستگی‌هایی دارند و ...... و از این طریق راه را بر روش‌های ضد قانونی و ضد اخلاقی و ناپسند اعتراف گیری، باز کنند. جالب این است که تظاهر کنندگان اخیر، توجه بسیار اندکی به مسائلی کردند که شدیداً مورد توجه غرب است و می‌تواند ترسی به دل حکومت ایران بیاندازد : << فعالیت‌های هسته‌ای ایران>> و << سقوط هواپیماهای ایرانی>> که به گونه‌ای آزار دهنده، گویی برای هواپیماهای ایران به صورت یک عادت درآمده. در این خصوص، آقای منوچهر سنندجیان از دانشگاه منچستر (Manchester )، اعتقاد دارد که همهء پایکوبی‌ها در اطراف مسئلهء هسته‌ای‌، به دلیل آن است که این موضوع، به نوعی غیر واقعه‌ای، از سوی احمدی نژاد و یارانش به عنوان << بازسازی هویت ملی>> رواج داده شده است و به جای رویکردی گسترده در مقابله با غرب، از آن به صورت یک طلســم یا خرافه بهره برداری شده.(‌مگر نه اینکه اولین پارهء اورانیوم غنی شده، به حرم امام شیعیان برده شده بود؟‌)

در همین حین، درهم ریختـگی سیـستم سادهء هوایــی کنایه‌آمیز ایران، توجهــات را به سمت تحریم‌های اقتصادی(‌که اتفاقــاً آقای اوباما از طـرفداران پر و پا قرص این سیاست است) علیه ایـران معطوف ساخته؛ تحـریم‌هایی که به دلیل آنهـا، ایـران نتوانستـه سیسـتم هوایی‌اش را ترمیـم کند.


سقوط هواپیمای قدیمی ایلوشین ( Ilyushin) روسی در روز جمعه گذشته، جان ١٧ نفر را در فرودگاه مشهد گرفت و ١۶٨ مسـافر و خدمهء هواپیمای روسی‌ِ دیگری در ١۵ جولای، که قرار بود به ارمنستان برود، جان خود را از دست دادند.

این نکاتی است که توجه هرکسی را که به فرودگاه تازه ساز امام خمینی، در خارج از تهران، پا می‌گذارد، به خود جلب می‌کند.

طبق معمول، ترکهء بلند‌ِ سیاست تحریم‌ها، سایهء‌ خود را به خوبی بر فراز ایران افراشته است و در این میان، این مردم عادی هستند که باید بهای واقعی‌ِ آن را بپردازند.

پایان.
ادامهء مطلب-b

هشدار آمریکا به ایران-کلینتون از ایجاد -چتری دفاعی -برفراز خلیج فارس سخن گفت !

هشدار آمریکا به ایران-کلینتون از ایجاد "چتری دفاعی " برفراز خلیج فارس سخن گفت!

خانم هیلاری کلینتون، معاون رئیس جمهور آمریکا ابراز داشت که اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، آنگاه ایالات متحده، برفراز کشورهای عربی حاشیهء خلیج فارس چتری دفاعی ایجاد خواهد کرد.

_____________________________

ترجمهء مقاله‌ای از آیریش تایمز( Irish times).

نوشتهء:دنیس استاونتون(Denis Staunton ).

ترجمه: امین.

_____________________________

ایشان در خلال یک نشست، که در شهرداری بانکوک برگزار شد، اطهار داشت که ایران باید متوجه باشد، دستیابی به سلاح هسته‌ای، توان امنیتی افزونی برای جمهوری اسلامی به بار نخواهد آورد. او اضافه کرد: " ما می‌خواهیم ایران این مسئله را محاسبه کند که چنانچه آمریکا، در یک اقدام منصفانه، چتری دفاعی بر فراز منطقه بگسترد و یا توان دفاعی همسایگانش را بالا ببرد، آنگاه آن گونه که ظاهراً ایران تصورش را دارد، داشتن سلاح اتمی نه دیگر میتواند کسی را بترساند و نه با توسل بر آن، بر کسی برتری خواهد داشت. "

.......


.....خانم کلینتون خاطرنشان کرد که با این سخنان، سیاست جدیدی را در قبال ایران به تفصیل نمی‌آورد؛ اما اشاراتش مبنی بر این است که در صورت دست‌یابی ایران به سلاح اتمی، دولت آقای اوباما، ایجاد یک سیستم موثر بازدارنده در قبال ایران را در برنامهء خود دارد.

از سویی تهران، بر اینکه طبق آئین نامه‌های عدم تکثیر سلاح‌های هسته‌ای، حق برخورداری از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را داراست و فعالیت‌هایش تنها در آن راستا می‌باشد، همیشه پافشاری کرده‌است. اما قدرت‌ها در غرب، بر این ادعا مشکوکند. بهر جهت، تنها در ماه گذشته، آژانس بین‌المللی هسته‌ای، اعلام کرده بود که ایران فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیم خود را تشدید کرده و در همان زمان از حضور بازرسان این سازمان، جهت کنکاش بر نوع فعالیت‌هایش خود داری ورزیده است.

معاون رئیس جمهور آمریکا اظهار کرد که ایالات متحده همچنان از مبحث مذاکرات چند جانبه با ایران در خصوص مسائل هسته‌ای اش، با حضور و دخالت پنج عضو دائم سازمان ملل، دفاع می‌کند.( این پنج عضو عبارتند از: آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و بریتانیا ؛ با مشارکت آلمان).

از طرفی ایشان خاطر نشان شدند که زمان برای مذاکره، بدون هیچ تاریخ انتهایی نخواهد بود و ادامه داد: " ما پنجره‌ها را تا ابد به سوی آنها باز نخواهیم گداشت.<<رجوع شود به مقالهء :آمریکا پیامی محکم برای ایران فرستاد- در همین وبلاگ.>>

وزیر دفاع اسرائیل، سخنان خانم کلینتون را شدیداً مورد انتقاد قرار داده و آن را نشانه‌ای بر پذیرش آشکار آمریکا از ایرانی مسلح به بمب اتمی خواند. آقای مریدور (Meridor )، به رادیو-ارتش اسرائیل گفت : " من با بی‌علاقه‌گی‌ِ تمام، بیانهء‌آمریکا مبنی بر ایجاد چتر دفاعی در مقابل ایران مسلح به بمب اتمی و به نفع کشورهای هم‌پیمان با آمریکا را شنیدم و می‌توان اینگونه از آن برداشت کرد که آمریکا این احتمال را از همین الان پذیرفته و به رسمیت شناخته است و البته این یک اشتباه بزرگ بیش نیست. " و اضافه کرد:" در حال حاضر، ما لزومی بر محاسبهء فرضیهء دستیابی ایران، به سلاح هسته‌ای نمی‌بینیم، بلکه باید از آن جلوگیری کرد."

خانم کلینتون که در گردشگاه پوکت( Phuket ) بسر می‌برد، برای شرکت در نشست مشترک ٢٧ کشور عضو دیوان منطقه‌ای‌ِ آ س ان (‌ASEAN) با ١٠ کشور مشترک المنافع آسیای جنوب شرقی،‌به آنجا سفر کرده‌است، در همان محل بیان کرد، با سخنانش نخواسته است به طور ضمنی این منظور را برساند که سیاست‌های کشورش در قبال ایران دچار تغییراتی شده است. او در این رابطه گفت:" من به سادگی به این حقیقت اشاره داشتم که تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، ضامنی بر امنیتش نخواهد بود و با دستیابی به آن،باید از دورنمای عکس‌العمل‌های ما، چنانچه تلاش این کشور، به شروع یک مسابقهء تسلیحاتی در منطقه منجر شود، آگاهی یابد. " او در ادامه آورد:‌ " همچنان که بارها و بارها به وضوح گفته‌ایم، در آن صورت( در جهت مسلح شدن به بمب اتمی)، دست به اقدام می‌زنیم، اقداماتی کمرشکن! << باز هم رجوع شود به: آمریکا پیام محکمی برای ایران فرستاد- در همین وبلاگ.
ادامهء مطلب-b

یک روحانی ایرانی خواهان عبای خمینی است( ترجمه)

یک روحانی ایرانی خواهان عبای خمینی است(ترجمه).

ترجمهء مقالهء نیویورک تایمز(‌The New York Times) در خصوص سخنان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی.

__________________

واشنگتن__ آقای هاشمی رفسنجانی، در طول عمر سیاسی‌اش، با عناوین گوناگونی شناخته شده‌است. به عنوان شخصی مصلحت اندیش، ستایش شده؛‌ به انتقاد کم جرأت بودن، نکوهش شده؛ به فساد مالی، متهم و همچون مهره‌ای سوخته، کم اهمیت و کنار گذاشته شده است. اکنون او به نحوهء برخورد دستگاه حکومتی با مسائل پیرامون انتخابات ریاست جمهوری، شدیداً انتقاد کرده است.

__________________

نوشتهء: الین سیولینو (Elaine Sciolino ‌).

ترجمه : امین.ف.

__________________‌


آقای رفسنجانی، یک روحانی و رئیس جمهور پیشین، اکنون خود را با سخنانش در جایگاهی نوین قرار داده : نقش آفرینی که مجوز ترجمهء اهداف و خواسته‌های جمهوری ٣٠ سالهء اسلامی را دارد. آقای رفسنجانی، با عنوان خطیب نماز جمعه، از منبرش استفاده کرد تا مهم‌ترین نطق عمر سیاسی‌اش را بیان کند. آیت الله رفسنجانی، آن عادت محتاطانهء همیشگی‌اش را کنار گذاشت، تا خواهان آزادی دستگیر شدگان ناآرامی‌های اخیر ؛‌ خواستار آزادی بیان بیشتر مطبوعات و بر طرف کردن کامل <<شک>> مردم، نسبت به نتایج انتخابات اخیر شود. وی همچنین با ادای سخنانش، تلویحاً، آیت الله علی خامنه‌ای را ،به جهت عدم محاسبه خواست مردم در تصمیماتش، به چالش کشید.


در پس کلام او، اعلامیه‌ای نهفته بود، مبنی بر اینکه، چنانچه بخواهیم جمهوری اسلامی به حیات خود ادامه دهد، باید مشروعیت عمومی را بدان باز گردانیم، تصمیمات و اجرائیاتمان در چهارچوب قانون اساسی باشد و قالبی برای حکومت کردن تعیین گردد. آقای رفسنجانی، همچنین برای اثبات مشروعیت خودش، یادآور تاریخ طولانی فعالیت سیاسی‌اش شد : << چیزی که اکنون شما می‌شنوید، از زبان کسی است که، لحظه به لحظه با انقلاب، از همان ابتدای مبارزات، همراه بوده>> و اضافه کرد: << من دارم از ۶٠ سال پیش تا کنون را می‌گویم>>.

او یادآور شد که مرشدش، آیت الله خمینی، پدر معنوی انقلاب ١٩٧٩، خواهان به انجام رسیدن<<خواست مردم>> بوده است و اضافه کرد، در این خصوص، اعتماد مردم در حال حاضر، از بین رفته است.

رفسنجانی، از جانب داران آقای موسوی در دوران تبلیغات انتخاباتی او بود و با این گویش به نظر می‌آید که بیش از پیش به این رهبر مخالفان‌ِ دولت، نزدیک‌تر شده باشد. اما از سویی مراقب هم بود که مستقیماً اعلام برنده شدن احمدی نژاد از سوی مقامات رسمی رابه مباحثه و مشاجره نکشاند.

ایشان با بیان خطبه‌هایش، درواقع عبوری داشت از سد مقامات حکومتی، در به سکوت کشاندنش از ط‌ُرقی ،چون حملات تهدیدآمیز همه جانبهء شخصی این افراد به او. البته این اجماع در حمله به شخصیت ایشان، در روز شنبه، پس از آنکه اصولگرایان، انتقادات شدیدی از سخنرانی‌اش کردند، همچنان ادامه یافت.

از نقطه نظری دیگر، او نقشی را که قانوناً رهبری باید می‌داشت، با بیان این نطق، ایفا کرد.

فرید فرهی، دانش پژوه دانشگاه هاوایی می‌گوید :‌ << این سخنرانی را درواقع آقای خامنه‌ای باید ایراد می‌کرد>> و اضافه می‌کند :‌<< اساساً این نقش رهبری است که فراتر از هر مجادلهء‌ جناحی قرار گیرد،‌ اما احتمالاً خامنه‌ای موقعیتش را جداً در خطر می‌بیند و ترس از دست دادن خیلی چیزها را دارد. او از یک جریان مشخص جانب داری کرد؛ اما رفسنجانی، از این دیدگاه، فراتر از او رفتار کرد.>>

به هر جهت این اشتباه خواهد بود اگر فکر کنیم که آقای رفسنجانی، به یک باره، منجی و طرفدار عدالت، حقوق بشر و آزادی شده‌است.

در تابستان سال ٩٩، وقتی که اعتراضات دانشجویی شدیداً توسط دولت سرکوب شد، او در همین مکان که حالا خطبه می‌خواند، سخنرانی سخت و محکمی به طرفداری از آن حرکت خشونت بار دولت داشت.آن زمان او انگشت اتهام را به سوی <<دشمنان انقلاب>> و <<منابعه‌ای در خارج از کشور>> برای توضیح آن اعتراضات، نشانه رفت.

در اغلب ٨سال ریاست او بر دولت، بسیاری از ایرانی‌ها محکوم به اعدام شدند، از جمله افرادی چون مخالفان سیاسی، پرونده‌داران مواد مخدر،‌کمونیست‌ها، کردها، بهایی‌ها و حتی عده‌ای روحانی.

آقای رفسنجانی از لحاظ سیاسی تا کنون دوبار لطمه خورده و کوچک شده است : یک بار در سال ٢٠٠٠، که رتبهء‌ سی‌ام( و در واقع آخر) را برای مجلس نمایندگی مجلس شورای اسلامی از تهران کسب کرد (( که با شایعاتی مبنی بر دستکاری آرا برای رساندن او به این حد نصاب همراه بود)) و بار دیگر، پنج سال پس از آن، که در رقابت برای تسخیر کرسی ریاست جمهوری، نتیجهء‌ملالت باری بدست آورد.

اما آقای رفسنجانی، درست برعکس بسیاری از شخصیت‌های سیاسی، بخصوص برخلاف خیلی از روحانیون، یک سیاستمدار تمام عیار است. او هرگز حاضر به ترک صحنهء مجادلات سیاسی نشده‌است. آن هم در کشوری که به سکوت کشیده شدن سیاستمداری که در رقابتی شکست بخورد، همچون یک اصل قانونی است. او به خوبی میداند که چگونه تغییر گزینه بدهد. در یکی از عکس‌های انتخاباتی، در سال ٢٠٠٠، او بدون عمامه به تصویر آمده بودو مطمئناً در آن زمان او احساس کرده بود که لباس روحانیت در بین مردم، آنچنان خریداری ندارد.


انتخاب رفتاری بی‌مهابا، به صورتی علنی، برای آقای رفسنجانی بی‌خطر نخواهد بود. در میانهء نا آرامی‌های اخیر، تعدادی از اعضای خانواده‌اش، بازداشت موقت شدند و البته دولت می‌تواند از ضعف‌های احتمالی پرونده او و فعالیت‌های اقتصادی خانواده‌اش در جهت خنثی کردن نقش حساسش، سود ببرد.

آقای خامنه‌ای، چهار هفته پیش، در مراسم نماز جمعه، نقش خود را با صحه گذاشتن بر پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات و درخواست او از مردم بر اعتماد به نحوه اجرای انتخابات توسط دولت و همچنین تهدید تظاهر کنندگان به برخورد شدیدتر، در صورت ادامه به اعتراضاتشان، کاملاً بازی کرد.

آقای رفسنجانی سعی بر جلب رضایت هر دو سوی این مناقشه را کرد. آیت الله هاشمی، در این میانه اصرار بر حمایت از طرف <<حق>> را داشت.

ایشان صحبت از روش حکومت پیامبر در مدینه کردند، با تأکیداتی که آن حاکمیت بر شنیدن نظر مردم و برخورد با آنان با احترام و <<محبت اسلامی>> داشته است. او با بحثی واقع‌گرایانه خواستار آزادی بازداشت شدگان شد و اینگونه بیان کرد :‌<< ...نگذاریم به خاطر زندانی بودن یک عده، دشمنان، ما را سرزنش و شماتت کنند و به ما بخندند و برای ما نقشه بکشند>>. درحالی که آقای خامنه‌ای در مقایسه مستقیم با این سخنان پیش از این از بابت بدخواهان پیامبر و دشمنان داخلی و خارجی توبیخ‌وار سخن گفته بود. << آشوبگران>>،‌ آنگونه که او تظاهرکنندگان را نامید، << از بدخواهان هستند، باج بگیران و عوامل سرویس‌های اطلاعاتی غرب و صهیونیست‌ها>>؛ شاید بتوان گفت سخنان ایشان، بگونه‌ای مضحکانه، از همان جنس حرف‌هایی بود که ده سال پیش، خود آقای رفسنجانی ادا کرده بود. آقای رفسنجانی، از همان ابتدای انقلاب، همیشه مصلحت‌گرایی را بر خشکه مذهبی بودن ترجیح داده است.

در سال ١٩٧٩، پس از اشغال سفارتخانهء‌آمریکا در تهران، وقتی دولت ایران بازگردانی شاه را، شرط آزادسازی ۵٢ کارمند سفارتخانه اعلام کرد. آقای رفسنجانی، نظر بهتری را پیشنهاد کرد: << اگر شاه در این میانه فوت کند، البته کمک می‌کند به حل مسائل>>، ایشان این حرف را در ضمن مصاحبه‌اش با خبرنگاری در سال ١٩٨٠ ایراد کرد.(( تنها اندکی پس ازآن اظهار نظر، شاه بدلیل مشکلات عدیده‌ای که بیماری سرطان برایش به وجود آورده بود، چشم از جهان بست)). در سال ١٩٨۶، پس از آنکه ماجرای فروش اسلحه دولت ریگان به ایران فاش شد، از منبر نماز جمعه استفاده کرد تا این ماجرا را توضیح بدهد. او که در آن زمان ریاست مجلس را بعهده داشت، به عنوان خطیب جمعه بیان کرد: ما برای مقابله با عراق، احتیاج داریم که سلاح تهیه کنیم؛ حتی اگر این به معنای معامله با دشمن‌مان، آمریکا باشد. بعدها او به عنوان کسی که امام را بر پایان دادن به جنگ هشت ساله، تشویق و راضی کرد، شناخته شد. او در سازندگی‌هایش، حتی از اینکه مذهب را به کناری بگذارد و دست به ترمیم تخت جمشید بزند، ابایی نداشت و توضیح داد که :‌<<مردم ایران باید بدانند که ملتی بدون پیشینهء‌تاریخی نیستند>>.

این بار اما، او هیچ هدف مشخصی را برای کسی معین نکرد. نه آرزو کرد که کاش نتایج انتخابات به گونه‌ای دیگر بود و نه از مردم خواست که با نتایج حاضر کنار آمده، آن را بپذیرند.

شائول بخاش(‌Shaul Bakhash)، پروفسور کرسی تاریخ خاورمیانهء دانشگاه جورج میسون(‌George Mason University) ، می‌گوید:‌<< او هیچ اشاره‌ای به ابتدایی‌ترین مشکلات مخالفان نکرد: اینکه تظاهر کنندگان با خشونت وحشیانه‌ای در خیابان‌ها روبرو می‌شوند و اینکه تقلب در این انتخابات، کارگردانی شده بود>>.

در کتاب او که به سال ١٩۶٣ دربارهء معجزات نوشته، آقای رفسنجانی، با مباهات می‌گوید توانسته از گلوله‌ای که بسویش شلیک شده، به دلیل<<سرعت انقلابی‌اش>> جان سالم بدر برد و اینکه دلش می‌خواهد <<یاوه‌گویان را با مشت بزند>>. اگر طبیعت شناور و غیرقابل پیش‌بینی سیاست ایران را درنظر بگیریم، این احمقانه خواهد بود اگر پیش‌گویی کنیم که او توانسته امروز معجزه‌ای به بار آورد.

پایان.
ادامهء مطلب-b

چیزی از ریشه تغییر کرده... ( ترجمه)

*چیزی از ریشه تغییر کرده، ایرانی‌ها ترسشان ریخته و دولتی‌ها را به سخره می‌گیرند.*

ظاهراً جامعه به حال عادی خود بازگشته، اما این تنها خطای ظاهر است.

در مسیر شرق به غرب تهران، در ساعات شلوغ صبح، انسان در خطی طولانی از قطار ماشین‌ها زندانی می‌شود که حرکتی لاک‌پشت وار دارد. دیروز زنی متکدی خود را به حجم ترافیک زد و بیهوده سعی بر فروش چند لنگ حمام داشت....

____________________________________________

ترجمه متن پست امروز (The Independent ).

ترجمه امین.

نوشته: دادبه گودرزی ( نام مستعار ) .

___________________________________________

..... ما برای چند ثانیه حرکتی کردیم و باز در این گیر و بست میخ‌کوب شدیم؛ درست مانند فلج سیاسی ایران. رانندهء تاکسی در این میانه از بابت سنگینی ترافیک مرتباً غر می‌زد، سیگاری گیراند و سی دی را در پخش صوت قرار داد. جملات آغازین ترانه نمی‌توانست بیش از این گویای حال زمانه باشد : " باز امشب من هوای گریه دارم !".

در ظاهر اینگونه به نظر می‌آید که همه چیز، پس از سرکوب بزرگترین تظاهرات ایران، پس از سال ۵٧ ، به حال عادی بازگشته. در مسیرم به اداره، سرمقالهء روزنامه‌ها را از کیوسک روزنامه فروشی مرور کردم؛ بله کسب و کار مثل همیشه برقرار است :" محاسبات غلط غرب از اغتشاشات جاری ".

برخی از ما هنوز شب‌ها در حدود ساعت ١٠ به بالکن یا پشت‌بام خانه می‌رویم و برای حدود ١٠ دقیقه -فریاد الله- اکبر سر می‌دهیم. شعاری که در سال ۵٧ کمک کرد شاه سقوط کند.

اما این روزها تنها عده‌ای این کار را ادامه می‌دهند و این تأتر شبانه گاهی می‌تواند تا سرحد مرگ خنده‌آور باشد.

اول پژواک صدای -الله اکبر- گروهی را از یک پشت بام می‌شنوید، بعد یکی دیگر از گوشه‌ای دیگر که می‌گوید - مرگ بر دیکتاتور -. سومی از سمت دیگر فریاد می‌زند - مرگ بر ضد ولایت فقیه - و چهارمی، که می‌شود گفت حتماً از طرفداران احمدی‌نژاد نیست، از سمتی دیگر می‌گوید- مرگ بر پدرت!-.

در این انتخابات بسیاری از ایرانی‌ها برای بار اول رأی دادند؛ چون باور داشتند که واقعاً شانس بزرگی وجود دارد تا از دست محمود احمدی‌نژاد خلاص شوند. مردی که ،سخنانش و رفتارش باعث می‌شد آن‌ها، احساس کنند تحقیر شده‌اند. ولی درصد بالایی از میلیون‌ها انسانی که، پس از انتخابات ِ دزدیده شده به خیابان‌ها آمدند، تنها عصبانیت‌شان را به رخ احمدی‌نژاد و مأمورین لباس شخصی‌اش ابراز نمی‌کردند، بلکه حامل پیامی بسیار خطرناک‌تر بودند : << جمهوری اسلامی، نمایندهء مشروع مردم ایران نیست>>.

.........



سی سال پیش، قرار بود انقلاب فرصتی به مردم ایران بدهد، تا بتوانند بر علیه سالیان سال استبداد فریاد بزنند. اما در عوض چیزی که نسیبشان شد، سه دهه دیکتاتوری، از طرف عده‌ای طرفدار ایدئولوژی اصولگرایی اسلامی بود. آن زمان، حتی رهبر انقلاب هم دید روشنی بر این نداشت که با پیاده کردن حکومت مذهبی، در پی چه دست آوردی هستند. ولی آنها می‌دانستند چه نمی‌خواهند؛ که آن البته سیستم غرب بود. بدلیل اینکه آزادی‌های موجود در آن، بی‌شک در نهایت منجر به نمایان شدن اساس غیر منطقی نوع حاکمیت‌شان می‌شد و درست به همین دلیل از آن زمان تبلیغات همه سویه آغاز شد.

اکنون ٣٠ سال است که صدا و سیما، رسانهء در دست حاکمیت، طرز تفکر ایرانیان را ورز داده و بن‌مایهء نگرش و برخوردشان با حقایق و اتفاقات شده. از ابتدای صبح تا شامگاهان، به ما گفته می‌شود که در موازاتی که جمهوری اسلامی، با صلابت به سوی رسیدن به مدینهء فاضله پیش می‌رود، مابقی دنیا در ورطهء سقوط اخلاقی و اقتصادی است و آمریکا و یارانش فاصله با فروپاشی ندارند. تکرار بی‌پایان این پیام، کمک کرده تا صبر و تحمل مردم نسبت به اقتدارگرایی ملایان، بیشتر شود. همچنین این بدین معناست که، برای آن ٧٠ % ایرانی، که به تلویزیون‌های دنیای خارج از طریق ماهواره دسترسی ندارند، فتنه‌گری‌های ابرقدرت‌ها، به همان اندازه واقعیت دارد که روزگاری، اینتلیجنت سرویس انگلیس، در زمان جنگ سرد، واقعاً فتنه‌ای کرد و باعث به ثمر رسیدن کودتا بر علیه دولت دموکراتیک ایران شد.

اما در حال حاضر اگر رهبران ما خود چیزی نگویند، باید به نوعی نگران باشند. آنها می‌دانند که پس از اعتراضات ماه گذشته و سرکوب‌گری‌های خشونت بار پس از آن، مردم باید در بحران عمیقی بسر ببرند. آنها این را نیز می‌دانند که چیزی در بن جامعه عوض شده است؛ چون پیش از این، از ابتدای انقلاب تا کنون، اعتراض و انتقاد از حکومت هرگز بدین عیانی و تلخی ابراز نشده بود. رسانهء دولتی، به عنوان بلندگوی دولت، بخاطر دروغگویی‌هایش، به صورتی روز افزون تمسخر می‌شود. ما با ناباوری، درست در اوج اعتراضات خیابانی، شاهد پخش برنامه‌های آشپزی این رسانه بودیم و حالا هم صف طولانی از افراد گوناگون دارد که با اعترافات کارگردانی شده، برای مردم نمایش بدهد. همان دیروز، یکی از همکارانم، تکه‌ای کاغذ را به آرامی جلویم گذاشت که آماری از عملکرد این رسانه بود. در آن نام ندا آقا سلطان، بانوی جوانی که در تظاهرات خیابانی به ضرب گلوله کشته شد، ٣ بار ذکر شده بود؛ کشتار مسلمانان ایغور چین ٨ بار و خانم مسلمان مصری‌زاده‌ای که در آلمان به دست یک نژاد پرست افراطی کشته شده بود، ١۴٠ مرتبه !

تا همین اواخر زبانی که همزمان نام رهبر و انتقاد شدید را با هم بیان کرده باشد، تقریباً شنیده نشده بود. اما حالا حتی آیت الله علی خامنه‌ای هم از دایرهء این انتقادات خارج نماند و وقتی می‌گویم انتقاد منظورم دربین دوستان و آشنایان نیست.

پدر خودم، که مراقب بود هرگز چیز معناداری را در مکالمات تلفنی بیان نکند، حالا بعد از سی سال این احتیاطش را کنار گذاشته. مردمی که امروز جرأت حرف زدن کرده‌اند، مثل پدر من، نه از اعضای تشکل‌های معانداند و نه همه‌گی از روشنفکران شمال شهرنشین. آنها همان‌هایی هستند، که از بلعیده شدن دستمزدشان توسط تورم و بی‌کاری فرزندان تحصیل کرده‌شان دیگر خسته شده‌اند و خونشان از این تبعیض و شکاف باور نکردنی بین آنها و پاسداران رژیم که به تازگی سرخوش، از اضافه حقوق‌هایشان هستند، به جوش می‌آید.

چند روز پیش غبار غلیظی، آسمان به ندرت آبی تهران را پوشاند. دوستی ناخودآکاه گفت : خدا این مملکت را نفرین کرده !

آن غبار از آسمان تهران پاک شد، اما تن بی‌جان سهراب اعرابی، جوان ١٩ سالهء معترض دانشجو، بالاخره توسط مادرش در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. او از ٢۵ خرداد ناپدید و برای چندین هفته مفقود بود. اکنون او به قبرستانی آرام گرفت، که هزاران چو او، ٣٠ سال پیش با یک آرزو - دموکراسی- در دل، در آن آرمیده‌اند.


آنها که برای ندا عزاداری کردند، برای مراسم چهلمین روز شهادتش، مراسم یادبودی ترتیب می‌دهند، مگر اینکه این مراسم هم درهم ریخته شود.

اگر بر این سناریو پایان خوشی نوشته شود، می‌توان گفت این خون‌ها موجب دستیابی به هدفی باارزش شده‌اند؛ اگر نه، آن وقت شاید بشود گفت :" خداوند حقیقتاً این مملکت را نفرین کرده است! "

پایان.
ادامهء مطلب-b

آمریکا پیام محکمی برای ایران فرستاد (ترجمه)

مقامات آمریکا، پیام محکم و روشنی فرستادند، مبنی بر اینکه ایران زمان زیادی برای آغاز مذاکرات هسته‌ای ندارد تا بتواند از اعمال تحریم‌های جدید ویا حتی اقدامات نظامی جلوگیری کند...

_______________________________

مقاله‌ای از سایت خبری الجزیره.

ترجمه: امین.

_____________________


...هشداری که بر اساس آن، آمریکا تنها زمان محدودی را به ایران میدهد تا مذاکرات را آغاز کند. خانم هیلاری کلینتون، معاون رئیس جمهور آمریکا، ابراز داشت :" انتخاب کاملاً واضح است، ما آماده میمانیم تا با ایران مذاکره کنیم، اما این مهم زمانش الان است. این فرصت تا ابد باقی نخواهد ماند. " با اشاره‌ای به نشست روز چهارشنبهء وزارت خارجه در واشنگتن، خانم کلینتن گفت: " ایران هیچ حقی برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای ندارد و ما کوشا هستیم تا از این موضوع جلوگیری کنیم. " اما اضافه کرد که ....


......

: " تهران حق استفاده صلح آمیز از نیروی هسته‌ای را دارد، چنانچه اطمینان بین المللی از این بابت را تأمین کند و ثابت نماید که هدفش چیزی جز استفادهء صلح آمیز نیست. "

و نیز گفت: " ایران میتواند نقش سازنده و مؤثری در منطقه داشته باشد، چنانچه دست از حمایت‌هایش از تروریست و اقدامات علیه همسایه‌گانش بردارد. میتواند نقش پر مسئولیتی در جامعهء بین الملل بر عهده داشته باشد، اگر وظایفی که بر مبنای حقوق بشرند را بپذیرد. "

___گزینهء نظامی ___

خانم کلینتن، در خصوص نیروی نظامی آمریکا، با لحنی قدرتمندانه سخن راند و اضافه کرد، چنانچه دیپلماسی توفیقی نداشته باشد، آمریکا پیش فرض حل نظامی مسئله را حذف نمیکند. بلیک هاونشل ( Blake hounshell)، سرپرست مجلهء سیاست خارجه، میگوید : " در سخنان خانم کلینتن هیچ انعطافی وجود ندارد و یادآوری میکند که آمریکا حقیقتاً گزینهء نظامی را در مد نظر دارد." ،" کلینتون گفت که آمریکا گزینهء دیپلماسی را ترجیح میدهد، اما نباید فکر کرد کشوری است که میشود نادیده‌اش گرفت." آمریکا، اتحادیه اروپا و اسرائیل، بارها ایران را متهم کرده‌اند که برنامه‌های اتمی‌اش را در جهت وصول به سلاح هسته‌ای دنبال میکند. تهران این اتهامات را ردّ کرده و میگوید فعالیت‌هایش در جهت دستیابی به تأمین نیروی برق است.


___رشد بدبینی‌ها ____

هاونشل میگوید سخنان خانم کلینتن، گویای این است که دولت اوباما، نسبت به امید آغازی بر مذاکرات مستقیم با ایران بدبین شده‌اند. " چیزی که الان می‌بینید، زمینه چینی یک دور جدید از تحریم‌ها در شورای امنیت است، چنانچه ایران تن به مذاکرات مستقیم ندهد. "

زمان غیر رسمی ِ ایران برای آغاز گفتگوها، اواخر ماه سپتامبر، یعنی زمان نشست عمومی سازمان ملل است. هر پنج عضو دائمی شورای امنیت_ آمریکا، روسیه، انگلستان، فرانسه و چین_ به اضافهء آلمان، این امکان را برای ایران فراهم کرده‌اند تا بر سر مسائل هسته‌ای اش آغاز به گفتگو کند. منوچهر متکی، وزیر امور خارجهء ایران، در روز شنبه در جوابیه به آن درخواست، سخن از آماده سازی یک " بستهء پیشنهادی " توسط وزارت خانه‌اش به میان آورد. هاونشل میگوید: " ( در این بسته) چیزی که من از ایران انتظار دارم، "سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن است". کاری بکند که آن بسته به حدی باشد تا روسیه و چین را راضی نماید، اما آنقدر نباشد که مایهء خرسندی ِ انگلستان، فرانسه و آمریکایی‌ها شود. "

خانم کلینتن، همچنین در طول سخنرانی‌اش دربارهء سیاست‌های خارجهء کلان آمریکا، متذکر نقش برجستهء این کشور در صلح خاور میانه و اقتصاد جهانی شد.

پایان.
ادامهء مطلب-b

کاندیدای رئیس جمهوری بیان کرد: شاید ایران به تجزیه سیاسی کشیده شود(ترجمه)

تحلیل سخنان آقای رضایی و برخی دیگر از رهبران جبههء اصولگرایان در خصوص مسائل جاری.


نوشته:رابرت.ف.ورث (Robrt F Worth )

ترجمه: امین

برگردان مطلب از خبرگزاری -نیویورک تایمز-

********************************************

لبنان،بیروت*- یکشنبه، یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری ایران، در ملامتی مفهوم دار و صریح به حاکمان ایران، اخطار داد، شکاف سیاسی و اجتماعی که بر اثر اختلافات بر سر نتیجهء آرای اعلام شده بوجود آمد و خشونت‌های اعمال شدهء پس از آن، چنانچه هر چه سریعتر رسیدگی و حل و فصل نشود، میتواند به تفرقه و از هم پاشیدگی ِ جامعه منجر شود. آقای رضایی، هشدار خود را در متنی طولانی بیان کرد، که در آن خواستار -اصلاح- شده بود و سخن از بازداشت -میراث- انقلاب اسلامی با تفرقه فکنی و سیاست‌های کوته بینانه، کرده بود. این بیانیه در اینترنت پست شده بود.


گرچه نظرات آقای رضایی ....


...عمدتاً گرایشی حزبی نداشتند، اما نظر ایشان بر این مبنا استوار بود که دولت، رویکردی ناعادلانه را پس از انتخابات پیش رو گرفته و از معترضین در خواست کرده است تا در آرامش و از مجاری قانونی به اعتراضاتشان ادامه دهند. بیانهء آقای رضایی، نمایانگر این است که( با وجود سرکوب خشونت بار ِ تظاهرات خیابانی و هشدارهای سفت و سخت مقامات دولتی)، صداهای مخالفت علنی با آقای احمدی نژاد هنوز به لکنت زبان دچار نشده‌اند.

روز یکشنبه، مجلس تشخیص مصلحت نظام، با تصویب مصوبه‌ای که طبق آن، کارکنان و وابستگان به دولت نمیتوانند همزمان با دولت، در مجلس خبرگان نیز عضو شوند، یک پیروزی را برای مخالفان دولت به ارمغان آورد. مجلس خبرگانی که در آن صلاحیت کاندیداها و صحّت آرا تائید میشود.

این رای مجلس تشخیص مصلحت نظام ( که از خبرگزاری نیمه دولتی پارس اعلام شد )، یک پیروزی هم برای آقای هاشمی رفسنجانی، که رئیس این مجلس و از حامیان آقای موسوی، رقیب اصلی احمدی‌نژاد است،‌ محسوب میشود.

انتظار میرود که آقای هاشمی، امامت نماز جمعهء‌ این هفتهء تهران را برای نخستین بار پس از انتخابات بعهده داشته باشد.

چگونگی موقعیت آقای هاشمی در نظام، به عنوان یک حامی پشت پرده از آقای موسوی،‌موضوع بحث‌های بیشماری بوده است. بازگشت او به امامت جمعه تهران ( اگر تحقق یابد) مهر تائیدی بر حضور او در چرخهء قدرت و نقش گذاری او در صحنهء سیاست گذاری ایران خواهد بود.

در چند روز اخیر، برخی دیگر از اصولگرایان نیز سخنانی گفته‌اند که از آنها، عدم رضایت در نوع برخورد حکومت با معترضین و یا خواستشان بر تحمل و گذشت بیشتر دولت استنباط میشود.


خبرگزاری مهر بیان کرده است که در روز شنبه، آیت الله رضا استادی، از روحانیون اصولگرا، انتقاد گزنده ای از یک روحانی کرده، که جهت حمایت از آقای احمدی نژاد، ترتیبات راه اندازی یک راه پیمایی را داده بوده. آیت الله استادی همچنین اعلام کرده است که به دلایل جسمانی از امامت جماعت و حضور بر سر کلاسهای درسش خودداری میکند. در همان روز شنبه، یکی از مشاوران آقای احمدی نژاد، رهبران و بزرگان ملت را دعوت به شکیبایی و خوسشتن داری در مقابل اختلاف نظرات کرد.

عسگراولادی

هفتهء گذشته نیز آقای عسگر اولادی، از سیاسیون اصولگرا، ابراز کرده بود که باید سخنان آنهایی که به دیگران رای داده اند را نیز بشنویم.

هکچنین در روز یکشنبه،وبسایت های اصلاح طلب، مرگ یک جوان 19 ساله را گزارش دادند به نام سهراب اعرابی، که پیش از این گفته شده بود در بازداشت به سر میبرد. در این سایتها عکش هایی نیز از این جوان منتشر شده است. گفته میشود مادر سهراب، چهرهء فرزندش را در بین عکسهایی که دولت منتشر کرده بود، شناسایی کرده. مرگ سهراب اعرابی، بیانات گستردهء در سطح جامعه را که آمار کشته شدگان در تظاهرات بسیار بیشتر از 20 نفر ِ اعلام شده از سوی دولت است را، باز بر سر زبان ها آورده است.

________________________________

* محل اقامت نویسنده.

** اخبار با همکاری نازیلا فتحی، همکار خبری از تورنتو و همچنین ناظران آزاد از تهران تهیه شده است. (نویسنده)
ادامهء مطلب-b

گویش ملایم G8 در خصوص برنامه هسته‌ای ایران ( ترجمه)

نوشته: ماسیمو کالابرسی(Massimo Calabresi ) در تایمز آن-لاین

ترجمه: امین


رهبران کشورهای عضو G8 که اجلاسی در شهر کوهستانی لِه آکویلا(L. Aquila ) ایتالیا در هشتم جولای را برگذار کردند، در واکنش به نحوهء برخورد ایران با معترضان سیاسی اش، موضع محکمی را اتخاذ کردند واز رژیم خواستار محترم شمردن مفاد قانون اساسی و حقوق بشر شدند. اما زمانی که موضوع به برنامهء اتمی تهران رسید، چیزی که آقای اوباما به دیدهء استراتژی تخریبی، در روابط ایران-آمریکا به آن نگاه میکند، رهبران این نشست، لحن ملایم تری را بکار بردند؛ مشوق نحوهء گفت و گو بجای برخورد شدند و حق دستیابی ایران بر امکانات صلح آمیز هسته ای را درک کردند. تا کنون این آشکارترین نشانه ای بود که اوباما، حتی با وجود خشونت های پس ار انتخاباتی در ایران، همچنان قصد دارد بر استراتژی هویج ( مسامحه و تشویق) خود پیش از بلند کردن چوب دستی( فشار و خشونت) در قبال ایران پافشاری کند.

مشاوران ارشد آمریکا، سعی کرده اند تا جراید غربی را مجاب بر سخت بودن بخش هسته ای بیانیه G8 در خصوص ایران بنمایند. در نشست مطبوعاتی هشتم جولای، ویلیام برنز(William Burns)*، .....


.........

مشاور ارشد امور خارجهء آمریکا، گفت که بیانیه تأکیدی است بر مواردی چون : - احساس یک ضرورت زمانی، که من گمان میکنم همهء رؤسای هشت کشور آن را حس کرده اند.(در خصوص حل بحران هسته ای ایران-م)- و یا – استمرار عدم تطابق فعالیت ها با شورای نظارت انرژی هسته ای-.

اما در بخش امور هسته ای، بیانیه، بیشتر وقتش را به اعطای اطمینان مجدد -با دیدی محترمانه- بر حقوق ایران در این باره صرف کرده تا اظهاریه ای اضطراری در خصوص نگرانی بر مقاصدش. در بیانیه میخوانیم : - ما، همچنان بر یافتن راه کاری دیپلماتیک، برای حل مشکل هسته ای ایران، معتقد میمانیم-؛ که به وضوح از هرگونه افزایش فشار بر تهران، حداقل در حال حاضر، خودداری کرده است. رؤسای نشست بیان داشتند که - ما عمیقاً امیدواریم که ایران این فرصت را مغتنم شمرده، به دیپلماسی شانسی بدهد، تا از طریق مذاکره، برای مسئلهء اتمی راه حلی تدبیر کنیم- بدین سان، بیانیه، حق بهره مندی ایران از دست یابی به انرژی صلح آمیز هسته ای را تأئید میکند؛ همان چیزی که ایرانی ها مدعی اند در تلاش برای بدست آوردنش . ملل غرب، مشکوکند که فعالیت های صلح آمیز ایران، تنها سرپوشی برای تلاش این کشور در جهت ساخت سلاح اتمی باشد. مجدداً در بیانیهء G8 می خوانیم : -ما حق ایران، برای دستیابی به انرژی اتمی را برسمیت میشناسیم، اما چنین حقی، با مسئولیت بازگردانی اعتمادسازی( به جامعه بین الملل-م ) در چگونگی اقدامات اجرایی ِ مشخصاً صلح آمیز هسته ای بدست می آید –.

در اشاره ای مختصر، چیزی که یکی دیگر از مقامات اجرایی آمریکا، درهمان کنفرانس خبری، به –کم تحملی- رؤسا تعبیرش کرد، سران نشست، اذعان کردند که در ماه دسامبر، موقعیت ها را بازنگری میکنند.

حتی اگر نحوهء نوشتار این بیانیه، مایهء دلخوری طراحان سیاست های کلان کاخ سفید شود، در عوض کاملاً در راستای مسیری است، که اوباما در پیش گرفته و مدعی است، تلاشی در جهت بازداری ایران در تبدیل به یک قدرت اتمی است.


دولت آمریکا، پیشنهاد مذاکرات ِ بی پیش شرط در هر زمینه ای، حتی مسائل هسته ای را ارائه کرده، احتمال عادی سازی روابط را در پیش رو گذاشته، پیشنهاد سرمایه گذاری خارجی و دیگر مشوق ها را در دستور کار دارد، تا ایران را در نشستن بر سر میز مذاکره تشویق کند. اما از سوی دیگر، تحریم های دهشت زا و همه جانبه ای را نیز آمادهء اجرا دارد، اگر ایران نخواهد در خصوص برنامهء هسته ای اش، در تمکین تام چهارچوب مقررات شورای نظارت به پیش رود. معاون رئیس جمهور، خانم کلینتون، میگفت :- اگر این رویه به جایی نرسد، آنوقت ما میتوانیم تحریم های –کمرشکنی- را بر آنها آوار کنیم –.

از جهتی دیگر، برخی بزرگان هم تراز اوباما درG8، تا این حد صبور نیستند.


آقای ساکوزی، رئیس جمهور فرانسه، ترجیح میداد که بیانیه، شامل بند اخطاریه ای می بود برای شرایطی که مذاکرات به بن بست بخورد و پس از آن در هشتم جولای ابراز کرد : - ما کوشش کردیم تحریم ها را بلافاصله شدیدتر نکنیم، تا بتوانیم به یک همسویی با همه اعضاء دست پیدا کنیم - . بریتانیا هم، ترجیح میداد در متن اخطاری گنجانده میشد، که عواقب عدم پذیرش ایران با مذاکرات را تذکر میداد. در هر صورت مقامات کاخ سفید اعلام کردند که مابین آنان، فرانسه و بریتانیا بر سر موضوع اختلاف نظری وجود ندارد.

چیزی که مشخص نیست اینکه، آیا اوباما در قبال ایران، ادبیات ملایمی بکار برده چون می خواهد وقت بیشتری به ایران برای مذاکره بدهد و یا این بهترین توافقی است که از چانه زنی با روسیه بدست آورده. چه به میل و چه به اجبار، سیاست اوباما در قبال ایران، با وجود درگیری های جاری در آ ن کشور، به جونه ای اعجاب انگیز، ثابت و همچون گذشته، بی تغییر مانده است. از بدشانسی ِ او، این ثابت قدمی از جانب دیگر عوامل این رابطه نیز مشاهده میشود.

ایران پس از آنکه در ماه آوریل، ابتداً پذیرفت که با آمریکا و همدستان های اروپایی اش آغاز به مذاکره کند، تا کنون دیگر هیچ حرکتی از خود نشان نداده که نشان بر درگیری معنا داری در این زمینه باشد. آن از سو چین و روسیه، خواهان حل مشکل از طریق مذاکرات هستند، با این حال هیچ رغبتی از خود نشان نمیدهند که در صورت عدم پذیرش ایران،در تمکین ایران از چهارچوب مقررات شورای حکام، تحریم های سنگین تری بر ایران اعمال شود. بدون حمایت این دو، کشورهای غربی، برای اعمال تحریم هایی که بتواند، به واقع کمری از ایران بشکند، دچار مشکل خواهند شد.

از اکنون تا ماه سپتامبر، چیزی باید ارائه شود، چه از سوی واشنگتن، چه مسکو و یا تهران.

پایان.

***********************************

*- برای اطلاع بیشتر به ترجمهء ( حرکت بعدی اوباما) در همین بلاگ مراجعه شود.

** پس از نوشتار این متن، آقای متکی سخنانی را از طرف دولت(!؟) بیان کرده که برای اطلاع از آن به خبرنامه ها مراجعه شود.
ادامهء مطلب-b

حرکت بعدی اوباما (ترجمه).

ترجمه‌ای از ماه‌نامهء جمهوری نوین-The New Republic-

نویسنده: مایکل کراولی(Michael Crowley )

مترجم: امین


******************************



باراک اوباما، در عقیدهء خود مبنی بر خصوص مذاکره با ایران، حتی پس از خشونتی که بعد از انتخابات نشان دادند،همچنان مصّر است. در حالی که اسرائیل امید خود را در این باره به کلی از دست داده. هاآرتز ( جریده پرتیراژ اسرائیل) می‌نویسد:

"پیش از اینکه تظاهرات در ایران آغاز شوند، مقامات رسمی اسرائیل اظهار نظر کرده بودند که گفتگوی ایران-آمریکا، شانس بسیار کمی برای به نتیجه رسیدن دارد. اما پس از شروع تظاهرات و احتیاج مقامات افراطی‌گرای ایران برای اطمینان بر کنترل قدرت، دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل اعتقاد دارند، ...


...شانسی که دیالوگ حتی آغاز هم بشود، بسیار ضعیف است؛ چیزی نزدیک به صفر ."


این گونه نگرش، بیان سخن‌هایی دربارهء حملهء هوایی به امکانات اتمی ایران را غیر قابل اجتناب می‌کند. دیروز جو بیدن( Joe Biden ) می‌گفت آمریکا نمی‌تواند از چنین عملیاتی جلوگیری کند. اما از سوی دیگر یک تحلیل‌گر نظامی نزدیک به دولت همین جدیداً به من گفت که او باور دیگری دارد. و اینکه تیم اوباما "هرگز " اجازهء چنین حمله‌ای را نمیدهد.

در این میانه، اسرائیلی‌ها فشارهای تازه‌ای بر واشنگتن می‌آورند که طرح ثانویه‌ای را هم برای در تنگنا نهادن ایران، ابداع کنند؛ من‌جمله مواردی که ها‌آرتز آنها را "تحریم‌های فلج کننده " می‌خواند. این دسته از تحریم‌ها می‌توانند در قالب‌های گوناگونی‌ اعمال شوند. یک جنبه‌اش می‌تواند از طریق اتحادیهء اروپا باشد؛ و احتمالاً از طریق چین و روسیه، که اصولاً در حالت بی‌طرفی‌اند. و این کاری است که عملی کردنش بعهدهء سیاستمدار ارشد دولت، بیل برنز (Bill Burns ) خواهد بود. ( وقتی موضوع بر سر ایران است، همهء نگاه‌ها به سوی دنیس راس (Dennis ross) معطوف است؛ اما این بیل برنز است که باید وزنهء سنگین پایتخت‌های بیگانه را بردارد ).


و یا از نگاهی دیگر، می‌توانیم ایران را خودمان(آمریکا) در تنگنا قرار دهیم.تصویب یک قانون که به تأیید آیپک (AIPAC) رسیده باشد، در جهت تنبیه شرکت هایی که محصولات پالاش شده نفتی را با ایران معامله کنند؛ ایرانی که با کمبود بنزین داخلی روبروست. قانونی که دارای 60 موافق در سنا و تا اواخر ماه جون، 200 نفر در مجلس بود. کنگره تنها منتظر چراغ سبزی از سوی اوباما ست تا به این اقدام دست بزند.

و حالا این سوال بزرگ : اوباما تا کی قصد دارد به عنوان حسن نیت در اعتقاد به امکان مذاکره با ایران، پیش از شروع محکم کردن پیچ، به آنها وقت بدهد؟

من فکر میکنم حداقل تا آن روز، چند ماه وقت و چند مانور سیاسی، زمان داریم. حتی اگر اوباما در امید اجرایی شدن این مذاکرات با ایران شک داشته باشد( که من گمان میکنم دارد)، اعضای تیمش معتقدند این بسیار حیاتی است که جامعهء بین الملل شاهد این باشند که آمریکا از سوی خود هر چه توانسته انجام داده است. حتی اگر خامنه ای و احمدی نژاد به آمریکا بیلاخی حواله کنند، آنگاه رقص مهم کابوکی 1(kabuki Dance ), هنوز پابرجاست. همان گونه که راس(Ross ) و نویسندهء همکار کتابش دیوید ماکوسکی (David makovski )، در کتاب مشترک جدیدشان نوشته اند:

" سیاست ای شدیدتر- چه نظامی ویا تحریم های واقع گرایانه- را بسیار راحت تر میتوانیم مورد پذیرش ِ چه مردم آمریکا و چه جامعهء بین الملل قرار دهیم، چنانچه پیش از آن سعی کرده باشیم اختلافاتمان را با ایران به گونه ای دیپلماتیک و کاملاً واقعی، حل کرده باشیم. در حقیقت این بسیار مهم است که حتی اگر مذاکرات نتوانست ایران را از مسیری که در حال حاضر میرود باز دارد، بتوانیم ثابت کنیم که نه تنها آمریکا به طور مستقیم با ایران بر سر میز مذاکره نشست، بلکه تا چه حد برای احقاق این نشست کوشش کرد. "

اتفاقات پس از انتخابات ایران شاید این نحوه تفکر را عوض کرده باشد- شاید سرکوب ها به خودی خود به عنوان جوابی منفی در خصوص توانایی ِ رژیم بر مسائل هسته ای برداشت شده باشد، اما من حدس میزنم، راس(Ross ) و بسیاری دیگر در دولت هنوز بر همان عقیدهء پیشین پابرجا هستند.

پایان.

* 1- رقص کابوکی، در لغت به رقص و آواز خوانی، عموماً تاتر گونه، میگویند که از سنن ژاپنی هاست. در اینجا کاربردی اصطلاحی دارد: الف:تعیین شخصی به عنوان نماینده حزب برای احراز پست ریاست جمهوری که پیش از اعلان نامش همه می دانند که او نامزد می شود.( در بین احزاب آمریکا).ب:سیاستی که مشخص است بعد از یک اقدام معین حتماً اعمال و پیاده میشود.


ادامهء مطلب-b

۱۳۸۸/۰۵/۰۸

روحانیون از این دروغ همبستگی آور عصبانیند

ترجمهء مقاله‌ای از Independent در خصوص بیانه مجمع مدرسین قم و نگرشی پیرامون نتایج تقلبات انتخاباتی در رفتارهای دسته‌جات سیاسی درون حکومتی.

Michael Axworthy

نوشته‌ء : مایکل اکسورتی( Michael Axworthy ).

تاریخ : دوشنبه، ۶ جولای ٢٠٠٩

ترجمه : امین

******************************

آقای ارنست گلنر (Ernest Gellner )، محقق جامعه شناسی انسان، در خصوص قدرت همبستگی آور ِ دروغ مطلبی نوشته:" حقیقت در دسترس همگان است، لذا بدیهی و کم ارزش می‌نماید؛ اما باور یک مطلب دروغین، التزام بیشتری را می‌طلبد. به همین دلیل تعهد ِ جمعی ِ یک گروه نسبت به یک مطلب ناراست، می‌تواند قدرت همبستگی مستحکمی را در بین این افراد ایجاد کند."

رژیم تهران هم تصمیم به همبسته کردن هواداران وفادارش از طریق انتخاباتی دروغین گرفت. ادبیات گفتاری آقایان خامنه‌ای و احمدی نژاد، ....


... تهمت‌هایی که به دول خارجی زده شد، باتون‌ها و گاز اشک‌آوری که بر علیه معترضان به کار رفت و بازداشت کارمندان سفارت انگلیس، همگی نادرستی این انتخابات را نمایان کرد و مشوق تعهدی در دو سوی جمع سنتی‌ها شد.

این فرضیه باعث همبستگی ِ آن گروه دیگری که به طور طبیعی خارج از محدوده‌ء سیاسی ِ دست‌اندر کار حکومت بودند هم شد. مجموعه‌ای شامل برخی افراد، که مسبوق به این در جرگهء وفاداران بودند. چیزی که بیش از همه قابل توجه است، این که بعضی از آنها یی که نتایج صحت انتخابات را ردّ کرده‌اند، از روحانیون ردهء بالا هستند. خیلی از آیت الله‌های دارای احترام، در خصوص این مبحث سکوت اختیار کرده‌اند، ولی هستند از این جمع که نتایج خبرگان را غیر‌قابل قبول و نادرست اعلام کرده‌اند. اعلامیهء قم، تنها می تواند مهر تأییدی بر عمیق تر شدن تَرَک سیاسی حاضر باشد.


بعلاوه، شایعات حاکی از آن است که آیت الله مصباح یزدی، روحانی سنتی و افراطی گرا، چند هفته پیش از انتخابات، دست یازی به هر گونه وسیله ای در جهت حفظ نظام حاکم فعلی بر جمهوری اسلامی را بدون اشکال اعلام کرده است.

دروغ، از نظر تئوری، هر قدرتی می خواهد داشته باشد؛ دروغ هایی که مصرانه در مقابل برهان و حقیقتی که عده ای کثیر به آن واقف اند، در نهایت هیچ کمکی، جز به تضرر سربازان ناراستی نمی کند. این درسی است از یک واقعیت تاریخی که به نظر می آید در سرنوشت شوم رهبران افراطی ایران رقم خورده، تا باز بیآموزند.

(( نویسندهء این مطلب، رئیس مرکز مطالعات ایران در دانشگاه اکستر(Exter ) و نویسندهء : ایران، امپراتوری دانش وری(Iran, Empire of Mind ) است. ))

پایان.
ادامهء مطلب-b